تبلیغات
بانک چشمگیر مقالات ، تحقیق ، رساله و پایان نامه - واكاوی پدیده‌هایی مانند انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه
پژوهش ها و تحقیق آماده ، انشای آماده ، نوشته آماده برای مدرسه

واكاوی پدیده‌هایی مانند انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه

نویسنده :ستاره هاشمی
تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1395-04:55 ق.ظ


واكاوی پدیده‌هایی مانند انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه

استاد شهید مطهری: «من تأكید می‌كنم اگر انقلاب در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود مطمئناً به نتیجه نخواهد رسید. و این خطر وجود دارد كه انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آن را بگیرد.»بدون شك در جمهوری اسلامی ایران یك اصل، اصل اول و آخر است و سرلوحة اصول قرار دارد و آن هم حفظ و بقای جمهوری اسلامی ایران است و حفظ نظام از اوجب واجبات است. لذا در این راستا با بررسی برخی انقلاب‌های مطرح جهان و مطالعه دیدگاه‌های برخی صاحب‌نظران، پدیدة انقلاب را واكاوی كرده و مورد توجه قرار داده‌ایم.چگونه زنگ خطر برای انقلاب‌ها به صدا در می‌آید؟ و چگونه یك انقلاب، رحم انقلاب بعدی می‌شود؟ و یا چگونه زمینة فروپاشی آن انقلاب به وجود می‌آید؟ و یا در شكل سوم، چرا برخی وابستگان به یك انقلاب برای صیانت و حفظ موجودیت آن، اصلاحات مفید و قانع‌كننده را طریقه منطقی و درست می‌دانند؟افلاطون: «جامعه از طریق اشرافیّت به استبداد می‌رسد»‌هابرماس (مكتب فرانكفورت): «سرمایه‌داری در مرحله پیشرفته‌تر خود به فاشیسم می‌رسد».ابن خلدون: «عمران بدوی با از دست دادن عصبیّت خود به عمران حضری می‌رسد. و عمران حضری‎ ‎‏ تبدیل به اشرافیت می‌گردد و در این مرحله حكومتها باید منتظر سقوط و جانشینی دیگر از بدوی‌ها باشند» آلكسی در توكویل: (در خصوص شرایط و علل انقلاب در عصر نوین می‌گوید): «انقلاب‌های دوران نوین از آن‌گونه انقلاب‌هایی خواهند بود كه نشانه پایان نظام قدیم و فرا رسیدن دموكراسی است و ماهیت سیاسی دارند. این انقلاب‌ها نه در هنگامی كه اوضاع روز به روز بدتر می‌شود بلكه در زمانی كه اوضاع بهتر می‌شود (اتفاق می‌افتد)» (یعنی جامعه در شرایط ثروتمندی و رونق ظاهری قرار می‌گیرد).‏

سیر انقلا‌ب‌ها نشان داده است كه: پدیده‌هایی مسری، جامعه را بر می‌گیرند. 1ـ تحقیر 2ـ بی‌اعتنایی. این دو اتفاق نسبت به مردم صورت می‌گیرد. و این پدیده‌ها در پایان كار هر نظام، خود را نشان می‌دهد. معمولاً نظام‌های حكومتی در لحظه‌ای دچار سقوط می‌شوند كه دیگر كسی برای بقای آن‌ها حاضر به جنگیدن نیست.در ورود به این دوره، نابرابریهای سیاسی ظلمی علاج‌ناپذیر می‌شود. امور به دست كسانی می‌افتد كه از آستانه قابل تحمل هم فراتر رفته‌اند. به جای تدبیر امور، متوسل به اقدامات كلیشه‌ای شده و به مرض مسری انقلاب‌های رنگ‌باخته تن می‌دهند كه با به خیابان كشاندن مقدار نیروهای باقیماندة خود (با بهانه‌های مختلف) حالت احیاء و با نشاط بودن خود را به رخ می‌كشند. آن هم با نیروهای هر چند تطمیع شده امّا در معرض فشارهای روانی خودساخته و اصطكاك تقابل‌های اجتماعی‌ای كه به مرور زمان رمقی برای آن‌ها باقی نمانده است. (مانند انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه).سیر نزولی انقلاب‌های جهان قبل از سقوط همیشه به اینجا ختم می‌شود كه آیا با خشك سری و لجاجت، مسیر و رویّه كنونی را ادامه دهند یا كه برای بقای نسبی خود به نوعی «مشروطه» تن بدهند. و در این شرایط اتفاق ناگوار و تلخی كه از سوی رهبران و تصمیم‌گیران انقلاب می‌افتد این است كه نیروها و حامیان اصلی خود را رها می‌كنند. و تلاش می‌كنند تا خود را در معرض حامیان جدیدی بگذارند. زیرا براساس بخشی از سرشت بشری كه خود را خواستن است، معتقد به بقای اصلح‌اند و چون در سیر انقلاب همیشه با همین احساس اصلح بودن فعالیت و زندگی كرده‌اند، بقای خود را حق و به صلاح جامعه می‌دانند. و لذا در چنین موقعیّتی تغییر آرمان‌ها و یا كنار گذاشتن آرمان‌ها هم اگر به این كار كمك كند امری محتوم و قطعی خواهد بود و ابایی ندارند.

سیر انقلاب‌ها نشان داده است كه پس از طی دوران شور و حیات پرنشاط خود به جایی می‌رسند كه معضل اساسی آن، وجود مشكلات اجتماعی بر سر راه می‌شود. و ریشه مشكلات اجتماعی، همیشه در هر جامعه‌ای از ناتوانی و بی‌تدبیری و ناكارآمدی متولیان و كارگزاران جامعه ناشی می‌شود. متأسفانه همسو با عدم هوشمندی و درایت برخی از صاحب‌منصبان، عدم هوشمندی و درایت برخی از مردم نیز در مقاطعی از زمان (كه از حساسیت بالایی برخوردار است) مزید بر علت می‌گردد.

مشكلات اجتماعی وقتی بیشتر می‌شود كه اندیشمندان و تصمیم‌گیران جامعه در وضع پارادوكس قرار دارند. از یك سو میل به سرمایه‌داری در آنها می‌جوشد و از سوی دیگر خصلت سوسیالیستی از خود بروز می‌دهند و شعارهایی از قبیل عدالت، رفع تبعیض و نابرابری را سرلوحه فعالیت‌های خود قرار می‌دهند. و برخلاف رویّه آزاردهنده‌ای كه دارند، همگان را به محبت و برادری و مودّت فرا می‌خوانند. در این جهت، روند مشكل‌گشایی و تدبیر امور به سمت و سوی ایجاد نهادها و سازمان‌های غیرضروری و ناكارآمد سوق پیدا می‌كند، كه بعضاً در مسیر موازی با نهادهای اصیل انقلاب و جامعه قرار دارند.اندیشمندان و صاحب‌نظران اجتماعی معتقدند كه در روند فراز و فرودهای انقلاب‌ها آشوب‌های كوچك و بزرگ خیابانی متقابلاً با آشوب‌های خیابانی پاسخ داده می‌شود. و یا در مهار سركوب واقع می‌گردد. آنگاه پیش ‌درآمدهای یك انقلاب در انقلاب شكل می‌گیرد. اندیشمندان و متفكران نكته‌سنج در این تقابل و تنش‌ها خطر

آسیب دیدن فرهنگ جامعه در سطح خرد و كلان را گوشزد می‌كنند، كه برخی ارزشها و هنجارهای متعالی و فاخر یك جامعه دستخوش خدشه و آسیب تلاطم‌ها و بی خردیها و غفلت‌ها می‌شود.اصول اجتماعی ای كه در انقلاب‌ها (برای دسته‌بندی) وجود داشته، از این قرار است:

1ـ كشورهایی با ابعاد كوچك (جغرافیایی و جمعیتی) نیاز به حامی بزرگ و نوعی پدرخوانده دارند. و در واقع خود سرشاخه انقلابی بزرگترند.

2ـ‌كشورهایی با ابعاد بزرگ (جغرافیایی و جمعیتی) هیچگاه با تهدیدها و فشارهای بیرونی به خطر نمی‌افتند و سقوط نخواهند كرد. و آنچه پایه‌های انقلاب اینگونه كشورها را لرزان خواهد كرد و شرایط سقوط را فراهم می‌سازد ضعف‌های داخلی و تناقضات و تقابل‌های درونی است.

3ـ اصل توقع. توقعات اجتماعی از امور ذاتی انقلاب‌ها است. انقلاب برای این صورت می‌گیرد، كه توقعاتی برآورده شود. این توقعات در هر انقلابی به صورت خودجوش و یا رسمی دسته‌بندی می‌شود. بعضاً در دسته متعالی قرار گرفته و جزو نوامیس و آرمان انقلاب قرار می‌گیرد و بعضاً جزو دسته عملیاتی و نیازهای جاری و ضروری جامعه قرار می‌گیرند. ‏در اصل نزدیك شدن به این دو دسته توقعات است كه دوام و پایداری انقلاب را تضمین می‌كند و دور شدن از آن اسباب سقوط یا مشروطه شدن انقلاب را به وجود می‌آورد.

4ـ هر انقلاب و هر كشوری بدون تردید برای رسیدن به آرمان‌ها و برآوردن توقعات مردم و ایجاد زمینة حركت‌های متعالی و فرهنگی باید به دو بخش از اقتدار و امنیت دست پیدا كند. 1ـ امنیت سیاسی 2ـ امنیت اقتصادی.

1ـ امنیت سیاسی، كه همیشه از راه اقتدار نظامی و علمی حاصل می‌شود. قرار گرفتن در جایگاه قدرتمند و پرصلابت نظامی و همچنین موقعیت رفیع و معتبر علمی در جهان. بعلاوة دیپلماسی سازنده كه می‌تواند مكمل بوده و بر جذابیت اقتدار بیافزاید. این بخش بیشتر جنبة بیرونی و خاستگاه فراملی دارد.‏

‏2ـ امنیت اقتصادی، كه از مجموعه فعالیت‌های زیربنایی حاصل می‌شود. اعم از كار و تولید فراتر از انباشت در حوزه‌های مختلف كشاورزی و صنعتی. بعلاوة‌ توزیع منطقی كالا و فرآورده‌ها در جهت رفاه عمومی و صادرات و واردات مدبّرانه و نظام بانكداری شریف و كارآمد و برخی امور دیگر، تا موضوعی به نام فقر و احتیاج و آزمندی و فاصله طبقاتی منحوس و تبعات اجتماعی و روانی آن‌ها باقی نماند. زیرا مردمی كه تحت فشار فقر و آزمندی و فاصله طبقاتی هستند هیچگاه انگیزه و حوصله و شرایط پرداختن به معنویات و كسب فضیلت‌ها و معارف عالیه را ندارند. و این بخش بیشتر جنبة داخلی و خاستگاه درون اجتماعی دارد.این دو بخش برای اعتلا و توسعه و استحكام یك انقلاب و یك كشور مانند دو بال هستند، كه قوام و دوام هر دوی این بالها به یك انقلاب و یك كشور توان پرواز می‌دهد. اما صرفاً پرداختن به یك بخش و غافل شدن از بخش دیگر، قطعاً انقلاب و حركت آرمانی یك جامعه را زمین‌گیر خواهد كرد و آن را به سكون و جمود می‌كشاند. معمولاً كشورهایی كه از اقتدار اقتصادی برخوردار هستند اقتدار سیاسی را نیز همراه با آن كسب می‌كنند. اما انقلاب‌های سقوط كرده معمولاً برعكس عمل كرده‌اند. تمام همّ و غمّ خود را متوجه اقتدار نظامی و علمی كرده و جذب و محو رقابت‌های تسلیحاتی شده‌اند و نظام اقتصادی از دستشان در رفته و در كاستی‌ها و فشارهای اقتصادی كمر خم كرده‌اند و در رقابت‌های اقتصادی عقب افتاده‌اند و در میان مدّت‌ هم آسیب‌‌های اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی و سپس فرهنگی را به وجود آورده‌اند. به تدریج پایه‌های انقلاب سست شده و شرایط فروپاشی

(از درون) به وجود آمده است. و مصداق بسیار روشن و معروف، فروپاشی انقلاب سوسیالیستی كمونیستی شوروی سابق است كه در اوج قله نظامی و علمی از ناحیه آسیب‌های اقتصادی و سپس اجتماعی و فرهنگی منهدم شد و از صفحه روزگار محو گردید.

به بهانة این مطالب، نظر مسئولان و متولیان نظام را به بررسی كاربردی انقلاب‌های جهان و نظریه‌های جامعه‌شناختی آن جلب می‌كنم، تا با تأسی به پیام سورة شریفه عصر، چهار توصیه را اساس فعالیت‌های خود قرار دهند. 1ـ ایمان 2ـ درستكاری 3ـ تحقیق 4ـ برنامه‌ریزی. تا خود و مردم و انقلاب را دچار خسران نكنند. انشاءالله

حشمت‌اله قلی‌پور ـ استاد دانشگاه



نوع مطلب : سیاست  تاریخ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.