تبلیغات
بانک چشمگیر مقالات ، تحقیق ، رساله و پایان نامه - قاضی شوخی نداشت!
پژوهش ها و تحقیق آماده ، انشای آماده ، نوشته آماده برای مدرسه

قاضی شوخی نداشت!

نویسنده :ستاره هاشمی
تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1395-05:11 ق.ظ

قاضی شوخی نداشت!
سعید پورمند ـ كرج


در یک عصر تاریک زمستانی و در عصر انفورماتیک و اطلاعات اتفاق افتاد. عصری که سرمایه داران بزرگی چون آقای ایرانسل و خانم تالیا همه جا را تحت تسلط خود درآورده بودند و عصری که شخصی به نام «همراه اول»، همراه انسان شده بود...

همراه رها به لرزش افتاده بود و رها به سویش شتافت… لحظاتی بعد نوایی لطیف گوش هایش را نوازش داد. والبته در آن ایام و در آن روزهای تجرّد، صدای دختران حوا بسیار لطیف تر از هر نوای دیگری به نظر می رسید و شنیده می شد.و آنگاه این واژه ها از درون آن صوت لطیف بیرون ریخت: ببخشید آقا رها! من شماره شمارو از داداشم گرفتم؛ داداشم گفت که شما شماره مهندس دوراندیش رو دارید...بلوای دل پدید آمد و عقل پرواز کرد. پروازی که شاید به سوی درخت های سیب ختم می شد و شاید هم خوشه های گندم. آری، بازی شروع شده بود. او گفت و این گفت. او فرستاد و این هم فرستاد.

ایام گذشت. آسمان آبی بود و فنج های مادربزرگ درحال برگزاری یکی از بهترین سمفونی هایشان بودند.

روزها گذشت. آیت آمد، آزاده زاده شد.

فردا رسید. آسمان ابری بود، باران نمی بارید. مهریه سنگین بود و قاضی شوخی نداشت.



نوع مطلب : ادبیات و هنر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.