تبلیغات
بانک چشمگیر مقالات ، تحقیق ، رساله و پایان نامه - آیه‌های زمینی
پژوهش ها و تحقیق آماده ، انشای آماده ، نوشته آماده برای مدرسه

آیه‌های زمینی

نویسنده :ستاره هاشمی
تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1395-05:19 ق.ظ


قطعه ادبی
آیه‌های زمینی
عرفان نظر آهاری ـ بخش اول


توضیح ضمیمه:

«عرفان نظرآهاری» متولد1353در تهران است. او دكترای زبان و ادبیات فارسی دارد و كتاب‌هایش به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، تركی و عربی ترجمه شده است. وی تاكنون جوایز بسیاری را از آن خود كرده است. از جمله: جایزه كتاب سال جمهوری اسلامی ایران، جایزه ادبی پروین اعتصامی، جایزه كتاب فصل، و نیز لوح افتخار IBBY (دفتر بین‌المللی كتاب برای نسل جوان) در اسپانیا. او یكی از نویسندگان كتاب«داستان صلح»است كه در كره جنوبی به چاپ رسیده است.

از این شماره، در هر نوبت، میزبان قطعه هایی ادبی از این نویسنده خوش ذوق خواهیم بود كه قلم داستانی اش، جوهره ای از عرفان نظری دارد.

***

دو روز مانده به پایان جهان

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روزِ خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی، نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت. خدا سكوت كرد. جیغ زد و جار و جنجال به راه انداخت، خدا سكوت كرد. آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سكوت كرد. به پر و پای فرشته و انسان پیچید، خدا سكوت كرد. كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد. خدا سكوتش را شكست و گفت: عزیزم، امّا یك روز دیگر هم رفت. تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی. تنها یك روز دیگر باقی است. بیا و لااقل این یك روز را زندگی كن.

ولی او لابه‌لای هق هقش گفت: اما با یك روز... با یك روز چه كار می‌توان كرد؟...

خدا گفت: آن كس كه لذّت یك روز زیستن را تجربه كند، گویی كه هزار سال زیسته است و آن كه امروزش را در نمی‌یابد، هزار سال هم به كارش نمی‌آید. و آنگاه سهم یك روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی كن.

او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می‌درخشید. اما می‌ترسید حركت كند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد... بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذار این یك مشت زندگی را مصرف كنم.

آن وقت شروع به دویدن كرد؛ زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید و چنان به وجد آمد كه دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می‌تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد. می‌تواند...

او در آن یك روز آسمان‌خراشی بنا نكرد. زمینی را مالك نشد. مقامی را به دست نیاورد، امّا...

اما در همان یك روز، دست بر پوست درخت كشید. روی چمن خوابید. كفش‌دوزكی را تماشا كرد. سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی كه او را نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند، از ته دل دعا كرد. او در همان یك روز آشتی كرد و خندید و سبك شد. لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبوركرد و تمام شد.او همان یك روز زندگی كرد، اما فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زیسته بود!



رفتن و دویدن و پرواز

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز و دویدن كه آموختی، پرواز را. راه رفتن بیاموز، زیرا راههایی كه می‌روی، جزئی از او می‌شود و سرزمین‌هایی كه می‌پیمایی، بر مساحت تو اضافه می‌كند. دویدن بیاموز، چون هر چیز را كه بخواهی دور است و هر قدر كه زود باشی،‌ دیر.

و پرواز را یاد بگیر، نه برای این كه از زمین جدا باشی، برای آن كه به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.

من راه رفتن را از یك سنگ آموختم، دویدن را از یك كرم خاكی و پرواز را از یك درخت.

بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آن‌قدر در حركت بودند كه رفتن را نمی‌شناختند!

پلنگان دویدن را یادم ندادند، زیرا آن‌قدر دویده بودند كه دویدن را از یاد برده بودند. پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند كه آن را به فراموشی سپرده بودند! اما سنگی كه درد سكون را كشیده بود، رفتن را می‌شناخت و كرمی كه در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می‌فهمید و درختی كه پاهایش در گِل بود، از پرواز بسیار می‌دانست!

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت. وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن كه آموختی، پرواز را.

راه رفتن بیاموز، زیرا هر روز می‌توانی از خودت تا خدا گام برداری. دویدی بیاموز، زیرا چه بهتر كه از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یاد بگیر، زیرا ناگزیر باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.



نوع مطلب : ادبیات و هنر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.